سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
یک کوتاه
من یه جنوبی ام ،و امروز یکم ماه می سال 2010 میلادی ، چقدر خوب میشد که
تا 22 خرداد ماه هر روز 22 خرداد 1389 باشه و همین جور تا سالیان دراز 22
خرداد هینجوری ادامه داشته باشه ، از وقتی که تمام پرنده هامو رها کردم و
از خودم به شکلی نا مرئی فرارا کردم بشتر اوقات دلم عجیب برای دریا ،آب و
مابقی مخلفاتش تنگ میشه ،واسه همین بود که امروز رفتم کنار اسکله ای که
منو یه جورایی بعد از هزارن ساعت با گذشتن از تمام موجها و احتمالا طوفان
ها و دریا زدگی ها ی حتمی ،یه جورایی شاید برسونه به شهر خودم.
یه قلاب ماهی گیری دستم گرفته بودم ، یه کاغذ ،یه صندلی برای نشستن ، یه کلا و عینک آفتابیم که هر زور درست درهمین ساعت رو چشم قرارش میدم. ،روی اون تیکه کاغذ نوشتم من یه صیاد خبیس ام با یه صندلی ،یه کلا و یه عینک که هر زو در همن ساعت رو چشمم قرارش میدم ،و در ادامه ذکر کردم لطفا به دام من نیوفتید موجودات بی ارزش ،چرا که نه من حاضرم شما رو بخورم و نه میلی دارم که بیخودی جون بی ارشتون رو وارد زندگیم کنم . خواهش میکنم از این قلاب دور بشید. .پاینش هم امضا کردم و نوشتم یه ماهی گیر خشن و بیرحم . حدود 10 ساعتی نشستم و وقت برگشتن کلی غذا داشتم برای گربه ای که لذت دیدین خوابهای خوشم رو ازم گرفته،امید وارم که تا 22 خرداد ماه 1389 به اندازه کافی غذا خورده باشه و عمرش به سر اومده باشه که بتونم برای نونا تولدی جانانه بگیرم .
یه قلاب ماهی گیری دستم گرفته بودم ، یه کاغذ ،یه صندلی برای نشستن ، یه کلا و عینک آفتابیم که هر زور درست درهمین ساعت رو چشم قرارش میدم. ،روی اون تیکه کاغذ نوشتم من یه صیاد خبیس ام با یه صندلی ،یه کلا و یه عینک که هر زو در همن ساعت رو چشمم قرارش میدم ،و در ادامه ذکر کردم لطفا به دام من نیوفتید موجودات بی ارزش ،چرا که نه من حاضرم شما رو بخورم و نه میلی دارم که بیخودی جون بی ارشتون رو وارد زندگیم کنم . خواهش میکنم از این قلاب دور بشید. .پاینش هم امضا کردم و نوشتم یه ماهی گیر خشن و بیرحم . حدود 10 ساعتی نشستم و وقت برگشتن کلی غذا داشتم برای گربه ای که لذت دیدین خوابهای خوشم رو ازم گرفته،امید وارم که تا 22 خرداد ماه 1389 به اندازه کافی غذا خورده باشه و عمرش به سر اومده باشه که بتونم برای نونا تولدی جانانه بگیرم .
یه ماهی گیر خشن و بیرحم
محمد تنگستانی
1/ می /انکارا
محمد تنگستانی
1/ می /انکارا
تبلیغات